Jump to ratings and reviews
Rate this book

نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران

Rate this book
کتاب «نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران» که در ۶ فصل و ۴۴۰ صفحه تألیف شده، به ماجرای مواجهه شورمندانه ایرانیان با مدرنیته می پردازد. هم‌زمان با تحولات زندگی در نقاط مختلف جهان، ایرانیان نیز همانند سایر ملت‌ها تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند و رویه‌های متنوع و متفاوتی از نحوه برخورد با رویدادهای مدرن پیرامون خود تجربه کردند. قلمروی مدرنیته در ایران که در نخستین ایستگاه ساحت اندیشه ورزی خود به شدت متأثر از رویدادهای مدرن دنیای غرب بود، از همان ابتدا در تسخیر روایت‌های غرب مدار عصر مشروطه و در ادامه تحت الزامات مدرنیزاسیون آمرانه حکومت اقتدارگرای پهلوی،رؤیای ویرانی، انحلال و انهدام بافت کهنه زندگی و در آغوش فشردن مظاهر دنیای جدید را در ذهنیت و عینیت خویش می‌پروراند.
این کتاب که با ابتناء به برخی نظریات مدرنیته از جمله دیدگاههای مارشال برمن، نوشته شده، مهمترین رمان های اجتماعی دهه ۴۰ و ۵۰ را به عنوان اصلی ترین منبع پژواک مدرنیته در مدرنیسم ایرانی مورد مطالعه قرار داده و با بهره گیری از روش هرمنوتیک ژرفایی به تحلیل و تبیین موضوع پرداخته است ...

440 pages, Paperback

Published January 1, 2017

14 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
10 (100%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Esmaeil Mardanlo.
Author 1 book8 followers
January 13, 2018
واژه های چموش یک کتاب پرماجرا
#اسماعیل_مردانلو

خب بالاخره واژه های چموش کتاب پرماجرای «نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران» رام شدند و با کلی لگدپرانی های خود، در چهاردیواری واژگانی کتاب در 440 صفحه جا گرفتند و به دست سرنوشت چاپ سپرده شدند. یکسال و نیم پیش وقتی نگارش این کتاب را شروع کردم، هیچ فکر نمی کردم بر من و لحظه های زندگیم چه خواهد گذشت. نمی دانستم چه حسرت ها که بر گوشه دل رنجور خودم و دل مشتاق خانواده ام خواهم گذاشت. روزها و شب ها از پی هم آمدند و گذشتند. در گوشه ای از اتاق مطالعه خزیدم و رنجهایم را شماره کردم. لحظه های دشوار از طلیعه فجر بامدادی آغاز می شد و تا ساعاتی پس از نیمه شب امتداد داشت. روزهای درس و مشق و مدرسه و دانشگاه هم یک طرف قضیه و آن دغدغه همیشگی «نان» که خانواده ام را پریشان خاطر و مرا شرمنده می ساخت. بارها در گوشه دنج این اتاق کوچک به لطف شبکه مجازی، دوستان، یاران و کسانم را در سواحل شمال و جنوب زیارت کردم، دور هم بودن ها، دید و بازدیدها، لبخندها و .... . خود آنچنان در ماجرای پیچیده این کتاب غرق بودم که همه این سیاحت ها و زیارت ها، حسرتی در من بر نیانگیخت اما عزیزانم در کنار من، با حسرتی در دل و غمی در نگاه، لحظه های پررنج نگاشتن این اثر را تاب آوردند و به رویم نیاوردند. شاید خودشان ندانند چقدر در بارآوری این اثر سهم داشتند اما اگر خانواده ام نبودند عبور از امواج مواج « تجربه مدرنیته در ایران» برای من ناممکن بود.
حالا به انتهای یک راه رسیده ام. وقتی پشت سرم را نگاه می کنم، نه حسرتی بر دل که شعفی در جانم حس می کنم. همه آن لحظه هایی که می توانست برایم خوشی و لذت بیاورد و خانواده ام را از اندوهِ « کار من» برهاند، در قالب این کتاب ریختم و به مردم سرزمینم تقدیم کردم تا شاید برای آینده نسلهای ایران عزیز، مفید واقع شود. کاری که از دستم بر می آمد این بود که دغدغه های ذهنی ام را در حقیقتی عملی جستجو کردم و بی آنکه راه به مبالغه طی کنم، مسئله ها، دردها و راه چاره ها را با مخاطبانم در میان گذاشتم. خدا کند همه این واژه های چموش که روزگاری چون گله ای گرگ دریده از یکدیگر می رمیدند و اینک در جستجوی هزاران معنا از زندگی پرماجرای ایرانیان در مواجهه با مدرنیته، پشت سر هم صف کشیده اند، به کار دیگران هم بیاید و زندگی آنها را بهتر کند و خدا می داند که منظور و مقصودی غیر از این نیز نداشته ام.
این کتاب را با یاد پدرم آغاز کردم؛ عاشق ترین مهاجر ملک زمین که در بهاری ترین لحظه های خرداد 94 به وصال معشوق رسید و در آخرین شب نگارش آن، در یک خواب پس از خستگی مفرط مرا به دیداری شیرین و آن لبخندهای مهربانش میزبانی کرد. به یاد پدرم که حتی در لحظه های نبودنش، همیشه با من است و دعاهای او، زورق شکسته مرا همچنان به پیش می راند و در آرزوی دیدار مادرم که یکسال و نیم گذشته را در حسرت دیدارم به سر آورد و جز چند لحظه کوتاه، نگاه آسمانی اش را تماشا نکردم. همه این بدهکاری ها به عزیزانم و کسانم را به محضر متعالی خداوند می برم و از آستان لایزالش بخاطر دستگیری این بنده بی مقدار سپاسگزارم.
اگر عشوه گری های «وزارت ارشاد» بگذارد دیگر چیزی نمانده است که « نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران» در این آشفته بازار کتاب و فقر کتابخوان! روی دستهایم تلنبار شود؛ اما چه باک ! در این دنیای پر از ژن خوب و رانت های طلائی مافیای قدرت و ثروت، ما را خدائی است که شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد و انشالله هم اوست که راه های فرو بسته را به روی ما می گشاید.... شکر.

این مطلب اندک زمانی قبل از چاپ کتاب، نوشته شده است
Profile Image for علی مختاری.
1 review1 follower
January 14, 2018
وضع ذهنی تقدیر گرایی ما در تاریخ معاصر با نوعی حس نفرین شدگی آزار دهنده ای توأم شد و در بعضی نخبگان به نوعی احساس یأس و حس «تمکین» انجامید و برخی نخبگان هم برعکس با نوعی واکنش روحی متفاوت ، عکس العمل «تقدیر ستیزی» از خود ابراز داشتند که آن نیز آکنده از حس نفرین شدگی بود . منتها اگر دسته اول حس تمکین داشتند، این دسته دوم به جای تمکین، حس «تخریب» پیدا کردند. تمکینی ها از سرناچاری دور هرکسی مثل رضاشاه که برنامه از نو ساختن ایران را با آمریت تحت اختیار خود درآورد، جمع شدند چنانکه در بعد از انقلاب نیز کسانی چشم به این یا آن مسؤول حکومتی دوختند اما تخریبی ها برعکس بنای ناسازگاری با مدل های موجود نوسازی دولتی ایران یا هر نوع پروژه های حکومتی دیگر گذاشتند. شورش ها و انقلاب ها از چنین دیدگاهی ناشی می شد.

آرمانشهرها ، ویران شهرها

وضعیت های ذهنی دیگری که در میان برخی از نخبگان ایرانی قابل رد یابی است، دوگانه های ذهنی معطوف به آرمانشهر( Utopia )[1]یا ویرانشهر ( Dystopoia) است. آرمانشهر های ما بیشتر ناکجاآبادی بودند . به تعبیرسهروردی از زبان شیخی عارف دربارۀ ناکجاآباد ، « اقلیمی است که انگشت سبابه بدان راه نداند».از جمله آرمانشهرهایی که در ذهن نخبگان معاصر ایرانی دوره مشروطه شکل گرفت، آرمان شهر «فرانس» است. مظفرالدین شاه چنین آرمانشهری در خیال داشت. جمله ای از او مشهور است که وقتی می خواست فرمان مشروطیت را امضا کند گفت «ا یعنی اگر این مُهُور را بزنم مملکت ما مثل مملکت فرانس می شود!؟» گفتند بله قربان، همینطور است و او مهر زد! مدل نوسازی پهلوی، آرمانشهری به سوی تمدن بزرگ بود. در مقابلش روشنفکران طوری دیگر فکر می کردند. مدل روشنفکری بومی گرای نراقی از « آنچه خود داشت» با حسرت سخن گفت که نوعی آرمانشهر بومی ایرانی بود. ، مدل سنت گرایی نصر نیز آرمانشهری مبنی بر حکمت خسروانی بود. مدل روشنفکری کلاسیک دینی در نوع شریعتی در یک روایتش جامعه توحیدی و بازگشت به خویشتن بود و در روایت دومش« برابری، آزادی و عرفان» بود. روشنفکری دینی پسا انقلاب اسلامی هنوز آرمانشهری مستقل ارائه نکرده است اما ظاهرا می توان گفت بر آرمانشهری ایرانی از حقوق بشر دمکراسی سازگار با اسلام و بدور از خشونت تمایل دارند. آرمانشهر جمهوری اسلامی ، اسلام گرایی و دار الاسلام وام القرای اسلامی است که یک روایت آن مدل مدیریت جهان در دورۀ احمدی نژاد باب شد و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز هنوز در دستور کار است.

اما ویرانشهرهایی نیز بر اندیشه متفکران ایرانی سایه می انداخت، به عنوان مثال مدل های نظری استبداد آسیایی، استبداد ایرانی و استبداد شرقی (با استفاده از نظریاتی مانند ویتفوگل) اشاره به ویرانشهری دارد که در آن ایران به مثابه ویرانشهری دیده می شود که جامعه کوتاه مدت ، جامعه کلنگی و اقتصاد آسیب پذیر نفتی است. بر مباحثی از نوع خلقیات ایرانی یا سازگاری ایرانی یا «ما چگونه ما شدیم» نیز معمولا در روایت های عامیانه اش ، نوعی انگاره ای ویرانشهری سایه می اندازد: ویرانشهری از مردم احساساتی با دولتهایی مستبد. بسیاری از نویسندگان که اخیرا آثارشان مورد استقبال واقع شده است (مانند آثار دکتر سریع القلم) بازتاب وجود یک حس واکنش روانی در مردم است، چنانکه گویی توصیف آن ویرانشهری را که در اندرون خویش با تلخی حس می کنند در این نوع ادبیات مرور می کنند. کتاب ها وآرایی نظیر جامعه شناسی نخبه کشی، خودمداری ایرانیان، امتناع عقل در ایران همه با نوعی انگارۀ ویرانشهری درک می شوند. گویا همه به نوعی مرثیه ای برای پایان ایران هستند. مرثیه ای پرحسرت و تسلی بخش در ماتم یک ویرانشهر نفرین شده ویک سرزمین سوخته.

نویسندگانی مثل آزاد ارمکی در کتاب علم و مدرنیته ایرانی سعی دارند از وضع ذهنی معطوف به ویرانشهر، و از این دوگانه های ساده ویرانشهر و آرمانشهر فاصله بگیرند. اما سوأل اینجاست که آیا پس از این فاصله گرفتن، توانسته اند توضیحی مطلوب و جایگزین ارائه دهند؟ به نظر می رسد اینها نیز از نگاه جبرگرایانه فاصله می گیرند اما به یک «اراده گرایی» مبهم و کمتر موجه روی می آورند. اینان نیز چنان درباب ریشه یابی مشکلات ایران سخن می گویند که خلاصه کلام شان را می توان چنین تعبیر کرد: «اگر به جای الف، ب می بود اکنون به جای پ، ت می شد»!

این نوع ریشه یابی مشکلات نیز به نظر نمی رسد خیلی موجه ورضایتبخش از آب درآمده باشند. مثلا می نویسند که اگر به جای صدیقی، یک دانشگاهی ناشناخته و بی تکلف دست به ترجمه هایی جدی از کتب کلاسیک در حوزه جامعه شناسی می زد، مشکل ما تا کنون حل شده بود. به نظر اینان، غلامحسین صدیقی چون از دنیای سیاست برخاسته بود وقتی می آید به دانشگاه ، کارهای چندان جدی نمی تواند انجام دهد. اما اگر به جای ایشان افراد ناشناخته دانشگاهی بودند و کارهای کلاسیک جامعه شناسی را ترجمه می کردند ما اکنون جایگاه بهتری داشتیم. لذا مسأله ایران از نظر نویسندگانی مثل آزاد ارمکی، ساختارهای جبری تاریخی وتقدیر تاریخی نیست، بلکه خطاهایی در فعالیت های عاملان انسانی یا برخی رویدادها واتفاقات است. اما این نویسندگان نیز چنان توضیح می دهند که توگویی باز میان نوعی تقدیر تاریخی مبهم یا اراده گرایی مبهم در شکلی از حیرت وحسرت گرفتارند. مثلا می گویند اگر به جای غلبه آثار تاریخ ادبیات، در علوم ریاضی و مهندسی کار می شد، اکنون مدرنیته ایرانی موفقی داشتیم اگر صنعت کشتی سازی ابداع نمی شد و مسیر و جهت جا به جایی سرمایه ها و کالاها و سازمان یابی اقتصادی دنیا همچنان از فلات ایران می گذشت و از طریق آن برای ایران نیز منفعت هایی تأمین می شد، وضعیتمان بهتر بود.

در این نوع نوشته ها ما با اگر ها ومگرهایی پراکنده مواجه می شویم که نوعی حسرت مدافعه جویانه بر آنها سایه انداخته است. چنان می نویسند که گویا اگر خردورزی برون گرای جهان شهری اروپا نبود، ما مشکلی نداشتیم، اگر شرق شناسی نبود و اگر نزدیک به دویست اثر در دو قرن درباره ایران منتشر نمی شد، اگر در نیمه دوم قرن هفده، در یک دهه، بیست و پنج اثر درباره ایران توسط اروپا منتشر نشده بود و اگر سوژه غربی نبود که ما ابژه او باشیم و اگر به تعبیر جلال سرزمین های سواحل شرقی مدیترانه تا هند را شرق شناسان غربی ، نام شرق نگذاشته بودند و اگر تمدنهای این سوی زاگرس توسط شرق شناسان غربی پروبلماتیزه نمی شد و اگر اروپایی ها ما را با خودشان مقایسه نمی کردند و ما را به مقیاس تاریخ غربی، محک نمی زدند در آن صورت ما وضع بهتری می داشتیم! اما این نوع تحلیل مسائل ایران هر چند از آن تقدیرگرایی ها وایدئولوژی های پیش گفته فاصله می گیرند ، اما همچنان قادر به تحلیل سیستماتیک رضایتبخشی نیستند. راستی معلوم نیست اگر ادوارد براون و مینورسکی ونیکلسون نبود آیا در آن صورت ما شاید نسخه های بهتری از شاهنامه ومثنوی و وسایر متون خود تصحیح ومنت��ر می کردیم؟!
Profile Image for Jamshid Sharifian.
1 review1 follower
January 13, 2018
بخشی از کتاب نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران: اسماعیل مردانلو

برون‌زایی مدرنیزاسیون آمرانه و نسخه¬برداری بی‌قید و شرط از الگوهای غربی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدرنیزاسیون در دهه 40 و 50 بود. به عبارتی جهت‌گیری‌های اصلی آن، تأمین منافع و نیازهای كشورهای دیگر ازجمله كشور مركز بود. دراین‌ ارتباط باید گفت كه اولاً برنامه مدرنیزاسیون در ایران در دوره پهلوی دوم با فشار عوامل خارجی و مخصوصاً آمریكاییان مطرح شد و با كمك مالی، فنی و فكری آن‌ها و عمدتاً در حوزه اقتصادی و فرهنگی به اجرا درآمد. بنابراین اهداف و جهت‌گیری‌های كلان آن متناسب با اهداف موردنظر آمریكا در جهان سوم، بعد از جنگ جهانی دوم (به‌منظور حفظ هم‌پیمانان غرب در مقابل کمونیست‌ها) بود كه در قالب حمایت از الگوی ارائه‌ شده از سوی مكتب مدرنیزاسیون انجام می‌شد.
بر اساس این الگو و توصیه‌های مذكور، كمك به برنامه‌ریزی برای مدرنیزاسیون ایران بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد و این روند بعد از كودتای 28 مرداد 1332 و استقرار كامل نفوذ آمریكا در ایران تشدید شد. در مجموع با كمك این الگو، اقتصاد ایران در بازار جهانی سرمایه‌داری ادغام شد و بخش خصوصی به‌صورت بخشی از سرمایه‌داری جهانی یا در واقع به‌ صورت كارگزار یا عامل چندملیتی‌ها در داخل كشور در آمد و شیوه تولید را از سرمایه‌داری نسبتاً ابتدایی و متكی بر كشاورزی در اوایل دهه 1950 به یك سرمایه‌داری سهامی رو به رشد صنعتی كه در دهه 1970 متكی بر نفت بود، تغییر داد. این سرمایه‌داری را می‌توان «سرمایه‌داری وابسته» دانست.
بخشی از کتاب«نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران: اسماعیل مردانلو»



Profile Image for Soniya.
2 reviews
January 13, 2018
فاوست و به اعتقاد پوشکین، ایلیاد زندگی مدرن، وحدت‌بخش زندگی و تجربه‌ای است که سیاست و روانشناسی، معنویت و صنعت، طبقات حاکم و طبقات کارگر مدرن را در برمی‌گیرد و کارل مارکس با طرح ایده «هر آنچه سخت و استوار است، دود می‌شود و به هوا می‌رود»، دامنه‌ای از پایه‌ای‌ترین مفروضه مدرنیته را بنیان گذاشت که از قلب مانیفست او طلوع کرد و طی آن هر آنچه مقدس است دنیوی می‌شود و سرانجام آدمیان ناچار می‌شوند با صبر و عقل با وضعیت واقعی زندگی و روابطشان با همنوعان خویش روبرو گردند.
این عبارت در واقع نشان‌دهنده آن است که مارکس در بعد زمان حرکت می‌کند و در پی ارائه توصیفی زنده از آن ماجرای مهیج و جدال خونین تاریخی است که همچنان ادامه می‌یابد. او هاله تقدس را در حال محو شدن همیشگی می‌داند و ما قادر به فهم قصد و کردار خودمان نیستیم مگر با آنچه غایب است روبرو شویم و به‌ ناچار آدمیان به‌ عنوان نه‌فقط فاعل (سوژه) بلکه موضوع (ابژه) جریانی نافذ و گسترده هستند، جریانی که هر آنچه را سخت و استوار است، دود می‌کند و به هوا می‌فرستد. حوادث و جریان‌های پی‌درپی در یکدیگر آمیخته و با هیجانی نفس‌گیر و جنبشی بی‌محابا سوژه مدرن را با خود برده و می‌برد. سوژه مدرن، خود بخشی از این جنبش گشته و به درون جریان پرتاب‌شده است و در آن غوطه می‌خورد. این جریان خروشان، انسان را هم خیره و هم تهدید می‌کند و خود او را در حکم ابژه قرار داده است؛ او که روزگاری همه موجودات را ابژه کرده بود.
Profile Image for محمدرضا سمسارزاده.
1 review1 follower
January 13, 2018
شاید به جرأت بتوان گفت، مدرنیته یکی از مهم ترین موضوعات چالش برانگیز در بین موضوعات بین رشته ای در حوزه علوم انسانی می باشد؛ به همین دلیل آثار فراوان و متنوعی از سوی صاحب نظران داخلی و خارجی در خصوص مدرنیته ارائه شده است. علیرغم تنوع و تکثر در مباحث ارائه شده، همواره به دلیل وجود جنبه های مغفول مانده زیادی در حوزه های مختلف مدرنیزاسیون، مدرنیسم و مدرنیته، پرداختن به این موضوع جذابیت زیادی دارد و به همین لحاظ اندیشمندان زیادی، مدرنیته را در حوزه های وسیعی مورد مطالعه قرار داده و هر ساله آثار ارزشمندی در این خصوص به عرصه جوامع بشری عرضه می شود. کتاب «نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران» نیز به لحاظ برخورداری از مباحث تازه در حوزه علوم اجتماعی، علوم سیاسی، ادبیات و فرهنگ، اهمیت فوق العاده ای برای اساتید، دانشجویان و علاقمندان موضوع مدرنیته دارد.  به منظور آشنایی بهتر با این کتاب، بخش مقدمه و فصول پنچگانه کتاب را بررسی می کنیم.

 نویسنده در بخش مقدمه چشم انداری از مباحث موردنظر خود را ترسیم می کند. موضوع محوری او «مدرنیته« است. جان کلام از مدرنیته آغاز می شود و به مدرنیته ختم می گردد.؛ اما «مدرنیته ایرانی» به طور خاص، همه آن دغدغه ای است که نویسنده را به وادی سخت این کتاب می کشاند. نخستین سطرهای بخش مقدمه با این عبارات آغاز می شود: ««نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران»، روایتی خاص از مواجهه ایرانیان با تناقضات زندگی مدرن است. همزمان با تحولات زندگی در نقاط مختلف جهان، ایرانیان نیز همانند سایر ملت ها تحت تأثیر این تحولات قرار گرفتند و رویه های متنوع و متفاوتی از نحوه برخورد با رویدادهای مدرن پیرامون خود تجربه کردند». در ادامه نویسنده به چالش های خاص مدرنیته ایرانی اشاره می کند و می افزاید: اگر محل شکل گیری، رشد و غنای مدرنیته ایرانی ابتدا در شهر به عنوان پایتخت نفس سوژه اتفاق افتاد اما چالش های زندگی جدید به اعماق روستاها و اجتماعات کوچک انسانی نیز گسترش یافت و به عبارتی همه نقاط تمرکز جمعیت انسانی در ایران، تحت تاثیر مدرنیته قرار گرفته و خود نیز بر این روند تأثیر گذاشتند.

فصل اول کتاب که در واقع مقدمه ویژه و طولانی تری را در بر می گیرد به معرفی «خط سیر کتاب« می پردازد. از همان ابتدا مشخص است که نویسنده، «رمان» را مبنای مباحث گسترده خود را قرار داده است؛ چرا که در بخش «رمان و معمای مدرنیته ایرانی» در باب اهمیت رمان به عنوان مبنایی برای مطالعات مدرنیته می گوید: « پیدایش رمان فارسی، خود اولین نشانه مدرنیته بود و ظهور شک و تردید در این‌گونه زیستن منجر به ظهور اندیشه‌هایی نو و ظهور گونه‌هایی از روایت‌های مدرنیستی در این مواجهه نوپدید گشت که ابتدا در قالب سفرنامه نویسی، ترجمه و سپس در قامت رمان جلوه‌گر شد. از نخستین رمان ایرانی به نام شمس­وطغرا(محمدباقر خسروی/1327هـ.ق/1927م) تا رمان مدرن بوف کور(صادق هدایت) و پس‌ازآن تا به امروز، نحوه مواجهه انسان مسئله‌دار  با تناقضات پیرامونی خویش به زبان‌ها و بیان‌های متفاوت و متنوع ادبی، بازنمایی و منعکس شده است». در واقع، رمان به عنوان مهمترین ژانر ادبی منعکس کننده تمایلات، آرزوها و تخیلات هر جامعه ای می باشد و در ایران نیز از نخستین رمانها و رمان واره ها تا رمانهای مدرن امروزی، نویسندگان ایرانی کوشیده اند پدیدارهای اجتماعی را در قالب پرداخت های داستانی و ادبی بازتاب دهند. اما رمان در ایران حکایت غریبی دارد. وقایع و روایت های نهفته در دل رمان های ایرانی، لبریز از ماجراها و مسائل متنوع و پیچیده است که روایتگر دوگانگی ها و آشفتگی های موجود در زندگی ایرانیان می باشد؛ مسئله ای که نویسنده کتاب نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران نیز بدان اشاره دارد: «رمان ایرانی با نگاهی حسرت‌بار به وقایع غرب و در هاله‌های بیم و امید روایتگر تجربه‌هایی است که از اختناق و تیرگی روزگار لبریزند. سوژه‌های آن از فراز جهان‌بینی توحیدی و عرفانی و تحت اجبار نوسازی برون‌گرا، قدم در فضائی می‌گذارند که لبریز از دوگانگی‌های زندگی است». نویسنده با این اشاره و تاکید بر این نکته که علیرغم افت و خیزهای فراوان در رشد و غنای مدرنیسم ایرانی، باید گفت رمان ایرانی در معرفی نحوه مواجهه ایرانیان با مدرنیته، موفق عمل کرده است به این نکته نیز اصرار می ورزد که پرداخت های نظری یکسویه و غالبا غرب مدار از مدرنیته ایرانی، پیمودن راه در خطا و اغلاط نظری است و «مدرنیته در ایران نیز همانند سایر نقاط جهان علیرغم برخورداری از برخی اشتراکات دارای ماهیت منحصر به‌ فردی است و اگرچه عده‌ای نسخه واحدی برای مدرنیته ایرانی پیچیده‌اند اما جریان مدرنیسم و مدرنیته در ایران حکایت خاص خود را داراست». بنابراین نویسنده در تلاش است تا با لحاظ کردن نگاه انتقادی بومی و البته با ملاحظات نظری وسیع به سوالات و شبهه های مدرنیته ایرانی پاسخ دهد. به همین دلیل او در بخش دیگری از این مقدمه از موضوعی تحت عنوان «درباره یک دغدغه» رمزگشایی می کند.

پژوهشگران ایرانی علیرغم اختلاف در طیفی از مباحث متنوع مدرنیه ایرانی در جستجوی پاسخی روشن به یک دغدغه اصلی و البته واحد و مورد اشتراک همه بوده اند: « دغدغه همه آن‌ها پاسخ به این سؤال به‌غایت حیاتی است که ماهیت و واقعیات مدرنیته ایرانی چیست و چرا ایرانیان نتوانسته‌اند در یک‌صد و اند سال اخیر وقایع مدرنیته را با آرمان‌های تحول‌خواهی توسعه همراه و هماهنگ کنند؟». نویسنده برای رسیدن به پاسخس فراخور برای این سوال و سایر سوالات مهمی که در این بخش وجود دارد به تاریخ رجوع می کند و بررسی عمیقی از روند مدرنیزاسیون ایرانی و آرمان های تحول خواهانه ایرانیان ارائه می دهد. در بخش دیگری از مقدمه با موضوعی تحت عنوان «مطالعات مدرنیته و ماجراجویان ایرانی» آشنا می شویم که در این بخش به مهمترین منابع نظری دنیای غرب و منابع داخلی اشاره شده است و در نهایت به این موضوع اشاره می کند که « گرچه در عمق گفتمان مدرنیته ایرانی شاهد دو رویکرد متقابل خصومت و اشتیاق هستیم اما به دلیل فقدان منابع نظری مدرنیته در ایران، پژوهشگران نیز چاره­ای جز روی آوردن به منابع غربی نداشته­اند و البته عده­ای از آنان توانسته­اند ویژگیهای مدرنیته ایرانی را از دل نظریات غربی بیرون کشیده و با معیارهای مطالعات بومی هماهنگ و قابل تبیین نمایند». در بخش ��یگری از این مقدمه با روش تحلیل به کار گرفته شده در این کتاب آشنا می شویم. انتخاب «روش تحلیل هرمنوتیک ژرفایی» در تحلیل مباحث این کتاب یکی از محوری ترین و اصلی ترین رویکرد تحلیلی به کارگرفته شده است. نویسنده در باب اهمیت هرمنوتیک ژرفایی می گوید: » نکته مفروض در این اثر پژوهشی آن است که روایت­های داستانی، سیر حوادث و نیّات خاص نویسنده رمان و روابط بینامتنی حاکم بر ساختار روایت مقوله­ای آشکار و مصرّح نیست و به عبارتی ممکن است پدیدآورنده اثر با تأثیرپذیری از جریانات و وقایع تاریخی، سیاسی و اجتماعی هدف­های دیگری داشته و یا به دلیل ملاحظات خاصی به بازنمایی واقیعات زمان­زیست خود در دوره زمانی گذشته مبادرت ورزیده باشدکه معمولاً در فرهنگ ایرانی با ابهامات و پیچیدگی خاص و در قالب استعاره­ها و شیوه­های غیرمستقیم بیان می­گردد». رویکرد هرمنوتیک ژرفایی با تبیین فرایندی دیالکتیکی بر مبنای سه فاز یا سه لحظه مرتبط و به هم­پیوسته شامل فاز تحلیل تاریخی- اجتماعی، فاز تحلیل صوری و فاز تحلیل تفسیر-بازتفسیر به رمزگشایی لایه های نهفته در متن و در نتیجه به چارچوب روش­شناختی عامی برای مطالعات ادبی و فرهنگی نائل می شود و بدین لحاظ یکی از بهترین روش ها برای تحلیل هایی از این دست است.

فصل دوم کتاب از تعریف مفاهیم آغاز می­شود و با گذری بر نظریات رمان از جورج لوکاچ، میخائیل باختین، لوسین گلدمن به دیدگاه­های مارشال برمن ختم می­گردد. کوشش مارشال برمن در درک تجربه مدرنیته برخی نقاط غرب و شرق، آن‌چنان از گیرایی برخوردار است که اشتیاق آدمی را برای دستیابی به نمونه‌ها و معیارهای مشابه در این گوشه از کره خاکی و البته در نگاهی ابژه­گونه به آن‌ها برمی‌انگیزد؛ هرچند آتش این اشتیاق کم­فروغ و تلاش برای دستیابی به چنین جایگاهی ناقص و ناتوان باشد.  

در فصل سوم، پس از بررسی زمینه‌های شکل‌گیری مدرنیزاسیون در دوره پهلوی اول و دوم و تأثیرات آن بر جنبه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور، ناکارآمدی الگوهای غربی مدرنیزاسیون در ایران با ابتناء به دیدگاه‌های اندیشمندان تبیین گردیده است. به دلیل رویکرد خاص این اثر، در گام بعدی به تأثیرات مدرنیزاسیون آمرانه در شکل‌دهی به فضای شهرها که نتایجی مانند دگرگونی در ارزش‌های فضا و زوال تدریجی سنت و نیز آشفتگی در مفهوم؛ سنت‌گرایی و سنت‌گریزی فضا را به همراه داشت، اشاره شده است. باید گفت این فصل بنا به ارتباط تنگاتنگ آن با تحلیل‌های محتوایی رمان‌های دهه 40 و 50 بسیار ضرورت دارد؛ خاصه ازآن‌جهت که مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی طیفی از گفتمان های متنوع در مدرنیته ایرانی رقم زد که بایستی نشانه‌های متفاوت آن را در روایت‌های داستانی این دو دهه جستجو کرد.

در فصل چهارم روند شکل‌گیری و تکامل رمان در ادبیات فارسی دوره معاصر ایران با هدف نیل به درکی جامع از نوع ادبی رمان، تعاریف و ویژگی‌های آن و نیز نحوه تأثیرات مدرنیزاسیون پهلوی بر چهره آن، مطرح شده است. عناوینی مانند تعریف رمان، انواع رمان، رمان و اولین پرتوهای مدرنیته، رمان‌های تاریخی، رمان‌های اجتماعی و رمان و مدرنیته در دوره پهلوی دوم از موضوعاتی هستند که موردبحث واقع ‌شده‌اند. به دلیل اهمیت و ضرورت شناخت رمان و نیز آشنایی مخاطب به مبحث اصلی کتاب، این فصل می‌تواند راهگشای مناسبی تلقی شود.

فصل‌های چهارگانه فوق درواقع زمینه‌هایی برای ورود به فصل پنجم می‌باشند. در این بخش چنانچه در مقدمه آن نیز اشاره شده پژوهشگرانی که جستارهای مدرنیته در ادبیات دهه 40 و 50 را بررسی کرده‌اند، انزوا، سرگردانی، دوپارگی و اضطراب سوژه ایرانی را در این برهه از تاریخ معاصر بیش از همه روزگار تاریخی این سرزمین مشهود دانسته‌اند؛ اما فرهنگ این جامعه قبل از هر چیز، مأوای پس از سرگردانی در جزیره ناپیدای زمانه را «در پرتو کلمات و واژه‌های ادبیات» می‌جوید و رمان به‌مثابه پدیده‌ای مدرن که پیدایش آن خود نشانه مدرنیته می‌باشد، بخش‌های مهمی از نوع و نحوه مواجهه جامعه ایرانی با پدیده مدرنیته را روایت می‌کند. در این فصل مهم‌ترین رمان‌های دهه 40 و 50 شامل 6 رمان برجسته و پرمخاطب این دو دهه و در بیش از 250 صفحه مورد تحلیل قرار گرفته است.

بخش پایانی این کتاب به «جمع بندی دستاوردها و نتیجه گیری» اختصاص دارد. بخشی از نتیجه گیری به این شرح است: « در طول سال‌های دهه 40 و 50، حاکمیت تلاش می‌کند اصلاحات مهمی را با هدف جهش اقتصادی به اجرا بگذارد و به همین دلیل عدم توجه به لوازم ذاتی مدرنیزاسیون یعنی بی‌توجهی به آرمان ذهنی مدرنیته، موجب عدم همراهی جامعه با اصلاحات شده و در نتیجه این تقابل و رویارویی، موجبات سرگشتگی و آشفتگی در تجربه مدرنیته ایرانی فراهم می‌شود. همچنین به دلیل اجرای مدرنیزاسیون از بالا به شکلی پرفشار و شتاب‌زده، هر آنچه از گذشته به‌عنوان نماد کهنه‌پرستی وجود دارد، دود می‌شود و به هوا می‌رود. همچنان که رؤیابینی در حد نهایت از سوی حاکمان با ارائه شهستان پهلوی دنبال می شود، سبقت آرمان ذهنی در میان عامه و تقابل ذهنیت مردم و حاکمیت حتی به شکل مبارزات مسلحانه و ایجاد بحران‌های شهری با حضور اشباح و حاشیه‌نشینان و انسان‌های زیرزمینی از نشانه‌های تجربه مدرنیته ایرانی در این دوران است». نویسنده همچنین تاکید می کند: « نقش‌آفرینی سوژه در شهر اروپایی، متکی بر سابقه‌ای طولانی در ایجاد فرهنگ و اندیشه مدرن عمومی در سطح جامعه است؛ درحالی‌که این اتفاق در ایران در فاصله زمانی کوتاهی رخ داده که با توجه به عمومیت نیافتن اندیشه مدرن در جامعه باعث تولید پدیده‌های ناقص یا ناموفق و یا جنون‌آمیز و التقاطی گردیده است. مسئله مهم دیگر این است که نقطه شروع در غرب با مدرنیته است و اروپائیان در قالب مدرنیسم، ابتدا سازوکار زندگی مدرن در بطن مدرنیزاسیون را فراهم ساختند؛ درحالی‌که در ایران، نقطه شروع با مدرنیزاسیون آمرانه‌ای است که با فشار و بدون توجه به سازوکارهای درون سرزمینی اجرا می‌شود و مدرنیسم درواقع رابطه دیالکتیکی با مدرنیزاسیون ندارد، بلکه ناکامی‌های مدرنیزاسیون را در هاله‌های توسعه‌نیافتگی و عقب‌ماندگی بازتاب می‌دهد».

به هر تقدیر کتاب «نگاهی به تجربه مدرنیته در ایران» که توسط اسماعیل مردانلو؛ دانشجوی دکترای علوم سیاسی تالیف و از سوی انتشارات سنا به تیراژ 1000 جلد، چاپ و به بازار کتاب عرضه شده است، از نکات تازه و بدیعی بهره می برد که برای همه علاقمندان حوزه مدرنیته، جالب و جذاب بوده و به ویژه برای دانشجویانی مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای علوم سیاسی و علوم اجتماعی که قصد پژوهش و تدوین پایان نامه دارند می تواند منبعی قابل اتکا و ارزشمند باشد؛ به ویژه آنکه با چارچوب نظری وسیع و قابل ملاحظه، پیشینه پژوهش، روش تحلیل هرمنوتیک ژرفایی، رمان های به کار گرفته شده و مهم تر از همه ادبیات فاخر به کار گرفته شده در تحلیل موضوعات، می تواند برای این گروه از علاقمندان بسیار جذاب باشد
Profile Image for Soniya.
2 reviews
Read
January 13, 2018
This book is very beautiful and perfect written. Unfortunately, this book does not have English translation, but it is very useful for other people in other countries to study the Iranian community very well.
1 review1 follower
Want to read
January 14, 2018
کتاب تجربه مدرنیته در ایران باعث میشه که بدونی کشوری با این قدمت تاریخی واصالت فرهنگی چه تاثیراتی از مدرنیته گرفته،این کتاب بسیار پربار بوده و من به همه توصیه میکنم که مطالعه کنند.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.