What do you think?
Rate this book


368 pages, Paperback
First published December 28, 2011
کارا به آن پریهایی که روی دیوار اتاق خوابش در خانهشان بود فکر کرد. به اینکه مادرش روزی که او آنها را با رنگ میپوشاند چه حسی داشت. چیز کوچکی بود، واقعاً کوچک، اما خدایا چقدر با تمام وجودش میخواست که ای کاش آن موقع رنجش مادرش را میدید، یا حتی بعدش، تا بتواند از او عذرخواهی کند.
ای کاش.
دو کلمهای که غمانگیزترین و غریبانهترین کلمات جهان بودند.
کارا به آن پریهایی که روی دیوار اتاق خوابش در خانهشان بود فکر کرد. به اینکه مادرش روزی که او آنها را با رنگ میپوشاند چه حسی داشت. چیز کوچکی بود، واقعاً کوچک، اما خدایا چقدر با تمام وجودش میخواست که ای کاش آن موقع رنجش مادرش را میدید، یا حتی بعدش، تا بتواند از او عذرخواهی کند.
ای کاش.
دو کلمهای که غمانگیزترین و غریبانهترین کلمات جهان بودند.