Sarah Far's Reviews > آزادی یا مرگ
آزادی یا مرگ
by
by
می گویند:
وطن هر انسان بهشت اوست
کازانتزاکیس و آلبر کامو
کازانتزاکیس در ۱۹۵۶ از طرف کانون نویسندگان یونانی برای جایزه نوبل ادبیات معرفی شد و در سال ۱۹۵۷ با یک رای کمتر نسبت به آلبر کامو این جایزه را از دست داد
اما خودِ آلبر کامو می گوید:
کازانتزاکیس صد برابر بیشتر از من شایسته دریافت این جایزه بود
پس از مرگ نیکوس کازانتزاکیس نامه ایی از کامو در همان سال که جایزه نوبل را دریافت کرد به دست همسرش رسید: من همیشه پرورش یافته و بهتر بگویم تحت تاثیر آثار همسر شما بوده ام و برای آن تحسین و احترام بسیاری قائل هستم.خوشحال شدم که توانستم ارادت خود را زمانی در آتن عرضه کنم که یونان برای بزرگترین نویسنده خود در ماتم بود.
ماجرای این کتاب،داستانهای پهلوانانیست (مانند داش آمل در کتاب صادق هدایت)
که برای کِرت مقدس و با آبرو هستند،اما هر کدام راه و عقیده ی خود را دارد.
شخصیت اصلی پهلوان میکلس مردی تندخو،زورمند و با نگاهی وحشی و رام نشدنیست!
عاشق است اما عاشقِ سرزمینش،چنان عاشق که دشنه در قلب زنی تُرک و زیبا میکند تا هیچ فکری جز کِرت او را مشغول نسازد
البته از تمام مسیحیان که اهل واقعی کِرت هستند،تنها ۷ نفر باقی می ماند که هر یک از راه و ایمان خود،در مقابل دشمن می ایستد و شهید می شوند،
✔به مانند کسماس برادرزاده ی پهلوان میکلس که برگرفته از خود شخصیت نویسنده س،در دانشگاه های اروپا درس خوانده،
سفر کرده
و بعد به کِرت برگشته،
او در راه به مادری برمیخورد که پسرش را روی جلوی چشمش کُشتند اما با افتخار و خوشحالی خاصی میگوید پسرم در راه وطن جان خود را داد و کسماس از این واقعه در دل خود میگوید:
و آیا این غرور است؟لجاجت است؟شجاعت است یا همهٔ اینها با هم است که باعث می شود انسان به انسان بودن خود افتخار کند...؟
در آخرای ماجرا (قبل از شهید شدن ۷نفر)
سیفاکاس پدر پهلوان میکلس رو به موت است و در هنگام مرگ فلسفه اندیشی میکند ما را با دو سوال اساسی روبرو می کند؟!
✔جایی که به آقا معلم میگوید:تو میتوانی به من بگویی که
از این زندگی چه حاصلی برداشته ایی؟
✔و دقایق آخر از دو پهلوان و آقا معلم سوالی ازلی می پرسد:
از کجا می آییم و به کجا می رویم؟
میپرسی از کجا میائیم؟از خاک میاییم.ای سیفاکاس پیر.به کجا میرویم؟ باز به درون خاک،ای سیفاکاس پیر.
دو پهلوان به رسم خود جوابی میدهند اما آقا معلم جوابش را با کمانچه یی میدهد،چنان که گویی خودِ خدا بود که در سایه نمناک شب پنهان شده بود و محبوب همیشگی خود یعنی جان آدمی را صدا میزد و به خود می راند.
و با این نوا،سیفاکاس پیر میمرد،اما ذهن پرسش گر آدمی خیر!
اما قطعا این سوال فقط یک جواب دارد:
آزادی یـــــا مرگ؟
بـــله!
کازانتزاکیس این است: لبریز از منطق و احساس،عشق و نفرت،ایمان و شِرک و جنگ و صلح
او را در هر کتابش باید شناخت و باز شناخت!
وطن هر انسان بهشت اوست
کازانتزاکیس و آلبر کامو
کازانتزاکیس در ۱۹۵۶ از طرف کانون نویسندگان یونانی برای جایزه نوبل ادبیات معرفی شد و در سال ۱۹۵۷ با یک رای کمتر نسبت به آلبر کامو این جایزه را از دست داد
اما خودِ آلبر کامو می گوید:
کازانتزاکیس صد برابر بیشتر از من شایسته دریافت این جایزه بود
پس از مرگ نیکوس کازانتزاکیس نامه ایی از کامو در همان سال که جایزه نوبل را دریافت کرد به دست همسرش رسید: من همیشه پرورش یافته و بهتر بگویم تحت تاثیر آثار همسر شما بوده ام و برای آن تحسین و احترام بسیاری قائل هستم.خوشحال شدم که توانستم ارادت خود را زمانی در آتن عرضه کنم که یونان برای بزرگترین نویسنده خود در ماتم بود.
ماجرای این کتاب،داستانهای پهلوانانیست (مانند داش آمل در کتاب صادق هدایت)
که برای کِرت مقدس و با آبرو هستند،اما هر کدام راه و عقیده ی خود را دارد.
شخصیت اصلی پهلوان میکلس مردی تندخو،زورمند و با نگاهی وحشی و رام نشدنیست!
عاشق است اما عاشقِ سرزمینش،چنان عاشق که دشنه در قلب زنی تُرک و زیبا میکند تا هیچ فکری جز کِرت او را مشغول نسازد
البته از تمام مسیحیان که اهل واقعی کِرت هستند،تنها ۷ نفر باقی می ماند که هر یک از راه و ایمان خود،در مقابل دشمن می ایستد و شهید می شوند،
✔به مانند کسماس برادرزاده ی پهلوان میکلس که برگرفته از خود شخصیت نویسنده س،در دانشگاه های اروپا درس خوانده،
سفر کرده
و بعد به کِرت برگشته،
او در راه به مادری برمیخورد که پسرش را روی جلوی چشمش کُشتند اما با افتخار و خوشحالی خاصی میگوید پسرم در راه وطن جان خود را داد و کسماس از این واقعه در دل خود میگوید:
و آیا این غرور است؟لجاجت است؟شجاعت است یا همهٔ اینها با هم است که باعث می شود انسان به انسان بودن خود افتخار کند...؟
در آخرای ماجرا (قبل از شهید شدن ۷نفر)
سیفاکاس پدر پهلوان میکلس رو به موت است و در هنگام مرگ فلسفه اندیشی میکند ما را با دو سوال اساسی روبرو می کند؟!
✔جایی که به آقا معلم میگوید:تو میتوانی به من بگویی که
از این زندگی چه حاصلی برداشته ایی؟
✔و دقایق آخر از دو پهلوان و آقا معلم سوالی ازلی می پرسد:
از کجا می آییم و به کجا می رویم؟
میپرسی از کجا میائیم؟از خاک میاییم.ای سیفاکاس پیر.به کجا میرویم؟ باز به درون خاک،ای سیفاکاس پیر.
دو پهلوان به رسم خود جوابی میدهند اما آقا معلم جوابش را با کمانچه یی میدهد،چنان که گویی خودِ خدا بود که در سایه نمناک شب پنهان شده بود و محبوب همیشگی خود یعنی جان آدمی را صدا میزد و به خود می راند.
و با این نوا،سیفاکاس پیر میمرد،اما ذهن پرسش گر آدمی خیر!
اما قطعا این سوال فقط یک جواب دارد:
آزادی یـــــا مرگ؟
بـــله!
کازانتزاکیس این است: لبریز از منطق و احساس،عشق و نفرت،ایمان و شِرک و جنگ و صلح
او را در هر کتابش باید شناخت و باز شناخت!
Sign into Goodreads to see if any of your friends have read
آزادی یا مرگ.
Sign In »
Reading Progress
Finished Reading
November 22, 2018
–
0.13%
"نیکوس کازانتزاکیس و محمد قاضی و ورقهای کاهی ۱۱ سال پیش!
دیگه چی بهتر از این؟! 😍"
page
1
دیگه چی بهتر از این؟! 😍"
November 26, 2018
–
13.61%
"ملل و مردمی هستند که خدا
را با دعا و زاری می خوانند،برخی او را با توکل و تسلیم ندا می دهند،و گروهی نیز با کفر و ناسزا.
اما کرتیان او را با شلیک تفنگ صدا می کنند تا مگر خدا صدای تفنگشان را بشنود."
page
101
را با دعا و زاری می خوانند،برخی او را با توکل و تسلیم ندا می دهند،و گروهی نیز با کفر و ناسزا.
اما کرتیان او را با شلیک تفنگ صدا می کنند تا مگر خدا صدای تفنگشان را بشنود."
November 27, 2018
–
27.09%
"خیلی کُند میره جلو،نمیدونم چرا!
ولی عجیبه که این نویسنده چطور این ماجراها رو نوشته!"
page
201
ولی عجیبه که این نویسنده چطور این ماجراها رو نوشته!"
November 28, 2018
–
36.25%
"مینرو Minerve در میتولوژی یونانی دختر ژوپیتر و الههٔ علم،هنر و صنعت است. او را «آتنا» یا «پالاس» نیز می گویند.
این کتاب،از این دسته های نشانه شناسی نیست ولی چون علاقه دارم،دوست داشتم بذارمش!
"
page
269
این کتاب،از این دسته های نشانه شناسی نیست ولی چون علاقه دارم،دوست داشتم بذارمش!
November 29, 2018
–
40.43%
"کریستیَنا: آه ای خدای من،اگر در آن روز که تو دنیا را می ساختی من در کنارت بودم تو را از بعضی اسرار که فقط ما زنها از آن مطلعیم باخبر میکردم..."
page
300
December 2, 2018
–
42.45%
"رنج دیگران همیشه برای ما بیگانه است و حتی می توان گفت که در نهان احساس شادی می کنیم از اینکه بدبختی به سراغ همسایه آمده و ما را معاف داشته است."
page
315
December 4, 2018
–
60.65%
"هوا بی اندازه صاف بود و هیچگونه تنفس انسانی آن را آلوده نمی کرد.
(همچین موقعیتی آرزوی ماست)"
page
450
(همچین موقعیتی آرزوی ماست)"
December 5, 2018
–
73.99%
"خون هیچوقت بیهوده ریخته نمیشود.مگر نمیدانی آزادی بذری است که نه با آب بلکه با خون آبیاری می شود؟ اینک ما مشغول آبیاری این بذر با خون خویش هستیم.یقین بدان که یک روز دانه سبز خواهد شد لیکن آن هنوز فرا نرسیده است
این جمله خیلی برای ما و تمام ملت هایی که آزادی را تجربه کرده اند (آزادی نوع روشنفکری واقعی) کاربرد داره."
page
549
این جمله خیلی برای ما و تمام ملت هایی که آزادی را تجربه کرده اند (آزادی نوع روشنفکری واقعی) کاربرد داره."
December 12, 2018
–
97.3%
"ارباب،تو هیچ میدانی بزرگترین درندهٔ دنیا کیست؟ لابد خواهی گفت شیر. نه،به هیچ وجه!
بزرگترین درندهٔ دنیا آدم است
لابد خواهی پرسید چرا؟ چون جنگ می کند."
page
722
بزرگترین درندهٔ دنیا آدم است
لابد خواهی پرسید چرا؟ چون جنگ می کند."
December 15, 2018
– Shelved
December 15, 2018
– Shelved as:
to-read
Comments Showing 1-16 of 16 (16 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
fคrຊคຖ.tຖ
(new)
Dec 15, 2018 02:03AM
بسیار عالی👍🏻👍🏻👏🏻
reply
|
flag
هم کامو و هم کازانتزاکیس فوق العادن. ولی متاسفانه جهانی که ما در اون زندگی می کنیم به شکل نادرستی دست به رای گیری و مقایسه بین بزرگان میزنه.خیلی خوبه که توی ریویو ها دیدگاه یادداشت کننده درباره ی زیربنای فکری و فلسفه ی نویسنده ، ارتباط این فلسفه با واقعیت و درنهایت درباره ی ارزشگذاری اون چیزی که در کتاب به خواننده القا میشه نوشته میشه اما گلایه ای که من از شما دارم اینه که خلاصه ی داستان رو هم اضافه بر سایر مواردی که ذکر شد مینویسید
خب چرا ته داستانو لو میدی خواهرم!؟ نه آخه چرا
یِکْ دَرونْگَرآ wrote: "کامو خیلی صداقت به خرج داده؛ واقعاً از کامو نویسندهی بهتریه_ البته کاموعمیقتره، به نظرمعالی نوشتی، ممنون"
صد صفحه آخرش به خاطر مشغله کاری که داشتم خیلی طول کشید
وقتی هم خواستم ریویو رو بنویسم گفتم همه ساکت من میخوام ریویوم رو بنویسم، بار سنگینی روی دوشمه😂
بعد دیدم نه این خوب نیست
وقتی منتظر کارم بودم گفتم این رو قشنگتر کنم!
در مورد آلبر کامو هم بنویسم که مقدمه ی خود کتاب هم بود!
خلاصه خیلی حساسیت به خرج دادم،حتی برای ساعتش!
برای کتابی که دوست دارم اینجوری هستم!
یِکْ دَرونْگَرآ wrote: "کامو خیلی صداقت به خرج داده؛ واقعاً از کامو نویسندهی بهتریه_ البته کاموعمیقتره، به نظرمعالی نوشتی، ممنون"
به نظرم هر کدوم به نوبه ی خودشون مهم و بهترین هستند!
و در جایگاه متفاوت هستند!
اونم بخاطر شرایط کشور و موقعیت سیاسی و اجتماعی که داشتند!
و خوشحالم که دوست داشتی🌼
Amirm wrote: "هم کامو و هم کازانتزاکیس فوق العادن. ولی متاسفانه جهانی که ما در اون زندگی می کنیم به شکل نادرستی دست به رای گیری و مقایسه بین بزرگان میزنه.خیلی خوبه که توی ریویو ها دیدگاه یادداشت کننده درباره ی ..."
البته من مقایسه نکردم همونطور که در مقدمه کتاب اومده بود که کامو بعد از مرگ کازانتزاکیس و گرفتن نوبل، به همسرش نامه نوشت واز کازانتزاکیس خیلی تعریف کرد و حقیقتا از فقدان این نویسنده ناراحت بود.
Amirm wrote: "هم کامو و هم کازانتزاکیس فوق العادن. ولی متاسفانه جهانی که ما در اون زندگی می کنیم به شکل نادرستی دست به رای گیری و مقایسه بین بزرگان میزنه.خیلی خوبه که توی ریویو ها دیدگاه یادداشت کننده درباره ی ..."
با قسمت دوم کلامت خیلی موافقم
چون خودم اصلا دوست ندارم
حتی نمیخوونم و زود میگذرم
اما چون بعضی دوستان میخوان که ماجرا چی بوده!
اما دیگه سعی میکنم دیگه آخرش رو ننویسم و گَند نزنم😂😉
پیشنهاد میکنم از کامو تعهد اهل قلم را بخونید کتاب خوبیه امیدوارم سانسور نشده باشه ، من عنوان قدیمی ترش را خوندم که اسمش هست "تعهد کامو"
من با خوندن این کتابی که گفتم برای اولین بار به این عقیدم که کازانتزاکیس را نویسنده ی بهتری میدونستم شک کردم...خوندش لذتی داشت که بیشتر رفتم سراغ کتاب های کامو
اتفاقا کتابش رو دارم!ولی اصلا تو لیست کتابهایی که حتی باید بخوونمم،نیست!
فکر کنم باید برم کامو شناس😃 یا شایدم طبیعیه 😨
خواهش میکنم اگر تونستید کتاب های طاعون ، بیگانه و کالیگولای کامو را بخونید بعد برین سراغ این کتاب چون توی کتاب درباره ی کتاب های خودش نظر میده و بعضی جاها رو تبیین میکنه بهتر خونده باشینشون من نخونده رفتم سراغش ولی عالی بود بازم
منم کامو را زیاد نمیشناختم دومین اثری بود که ازش خوندم اولیش رکوئیم برای راهبه بود که منو کامو زده کرد اتفاقی تعهد کامو اومد پیشم و همه چی عوض شد😁


"

