ع. ر. افّلا's Reviews > پرده

پرده by Milan Kundera
Rate this book
Clear rating

by
183727481
's review

really liked it
bookshelves: یادداشتهای-زیرزمینی

با صبا خیلی پیش می‌آید دربارهٔ میلان کوندرا حرف بزنیم، چون بت ادبی او و از نویسنده‌های موردعلاقهٔ من است. همین بار اخیر که یکدیگر را دیدیم هم بحثش پیش آمد، و من گفتم چه حلال‌زاده! یکی از کتابهایش توی کیفم است، و این را برداشتم و بهش نشان دادم. نگاهی به فهرستش انداخت، و گفت از اینجاش عکس بفرستم، و بعد گفت از اینجاشم، و عاقبت هم از کل فهرست. من گفتم بگیر برای خودت، و روز بعد یکی برای خودم سفارش دادم، و بدون اینکه بدانیم داشتیم به طور موازی می‌خواندیمش. روز دیگری لابه‌لای حرف‌هایمان باز به کوندرا رسیدیم، و از صفحهٔ ۲۳ کتاب برایم عکس فرستاد، که دیدم زیر سه قسمتش خط کشیده، و من هم برایش از همان صفحه عکس فرستادم، من هم زیر دو تا از آن سه قسمتِ او خط کشیده بودم. او دیالوگی از فیلم نون‌وگلدون برایم فرستاد:
- اونم تو رو دوست داره؟
- بله.
- خودش بهت گفته؟
- نه.
- ها. از کجا می‌دونی پ؟
- خب، راستش من بهش کتاب می‌دم، بعد وقتی کتاب رو پس می‌گیرم، لاش گل گذاشته.
- چه کتابایی بهش می‌دی؟
- کتاب‌های رمان، شعر، کتاب‌های علمی و کتاب‌های کامپیوتر.
- می‌خونه پس می‌ده یا فقط لاش گل می‌ذاره؟
- نه آقا می‌خونه.
- از کجا می‌دونی؟ ازش می‌پرسی که خوندی؟
- نه، وقتی کتابو می‌گیرم می‌بینم زیر جمله‌های خوبش خط کشیده.
- اونم می‌خواد مثل تو بشریت رو نجات بده؟
- بله
- از کجا می‌دونی؟
- از اون جمله‌هایی که زیرش خط کشیده.

شاید چیزی که گفتم شبیه فصل اول یک رمان عاشقانه باشد، اما نیست. همانطور که در یادداشت دیگری هم اشاره کردم، تورگینیف می‌گوید «شاید تقدیرش چنین بود که لحظه‌ای از عمرش را با تو همدل باشد»، چیزی که من تجربه می‌کنم رابطهٔ عاشقانه نیست، لحظات همدلی است، و منظورم فقط الان و این شخص نیست، انگار کل زندگی‌ام آسمان تنهایی تاریک شبی ست که این لحظات همدلی همچون ستاره‌هایی در آن می‌درخشند، و اگر پرنسس فیونا بگوید: تو دیگه چه‌جور عاشق‌پیشه‌ای هستی؟
باید بگویم: اینم یه جورشه.

کتاب خوبی بود از یک نویسندهٔ خوب.
22 likes · flag

Sign into Goodreads to see if any of your friends have read پرده.
Sign In »

Reading Progress

May 15, 2025 – Started Reading
May 15, 2025 – Shelved
May 15, 2025 –
page 16
0% "شکل رمان بازگویی نوعی آزادی است که کسی نمی‌تواند محدودش کند و تحولش همیشه شگفت‌زده‌مان خواهد کرد."
May 15, 2025 –
page 18
0% "زندگی انسان به همین شکلی که هست یک شکست است. در برابر این شکست گریزناپذیر، تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که این زندگی را درک کنیم؛ و این همان دلیل وجودی رمان است."
May 17, 2025 –
page 20
0% "در هنر رمان، اکتشافات وجودی و دگرگونی‌های فرمی تفکیک‌ناپذیرند."
May 17, 2025 –
page 36
0% "تاریخ هنر تحمل تکرار را ندارد."
May 17, 2025 –
page 44
0% "اهمیت جهانی نسل نویسندگان آمریکای شمالی در وهلهٔ اول توسط فرانسویان آشکار شد. سال ۱۹۴۶ فاکنر در واکنش به اینکه کسی صدایش را در کشورش نمی‌شنود، گفت: من در فرانسه سردمدار جنبشی هستم."
May 17, 2025 –
page 63
0% "کامو از سوی سارتر و طرفدارانش به‌عنوان مرتجع موردحمله قرار گرفت؛ او هم در جوابشان جملهٔ معروفی گفت و آنها را اشخاصی خطاب کرد که «صندلی‌شان را در مسیر حرکت تاریخ قرار داده‌اند»."
May 19, 2025 –
page 81
0% "وقتی کافکا از مرز باورپذیری گذر کرد، این مرز بی‌نگهبان و بی‌گمرکچی و برای همیشه باز ماند."
May 19, 2025 –
page 101
0% "شرافت رمان‌نویس در گرو اتکای شرم‌آور او به خودبزرگ‌بینی‌اش است."
May 23, 2025 –
page 116
0% "اگر خنده‌نَدان‌ها در پی این هستند تا هر نوع شوخی‌ای را نوعی بی‌احترامی به مقدسات تلقی کنند، به این دلیل است که هر شوخی‌ای واقعا توهین به مقدسات است."
May 24, 2025 –
page 132
0% "آنچه از این شخصیت‌ها «بازیگر تراژدی» می‌سازد، این است که هویتشان، از هر لحاظ، با آنچه حاضرند برایش بمیرند، همخوان است."
May 24, 2025 –
page 135
0% "حماقت برای فلوبر درمان‌نشدنی است؛ حماقت همه‌جا هست، چه در اندیشهٔ احمق‌ها، چه در تفکر نوابغ، حماقت جزئی تفکیک‌ناپذیر از «طبیعت انسانی» است."
May 24, 2025 –
page 146
0% "در زندگی ما که همه‌چیزش پیشاپیش طرح‌ریزی و تدوین شده، تنها اتفاق غیرمنتظره این است که اشتباهی از سوی دستگاه اداری سر بزند و منجر به بروز نتایجی دوازانتظار شود. اشتباه اداری به یگانه شعر (شعر سیاه) دوران ما بدل شده است."
May 24, 2025 –
page 169
0% "از خودش نمی‌پرسد «چرا باید نابود شویم؟»، بلکه می‌خواهد بداند «چرا باید متولد می‌شدیم؟»."
May 24, 2025 –
page 172
0% "می‌گویی آنها از تو متنفرند؟ وقتی می‌گویی «آنها» منظورت چیست؟ چون هر کدام به نحوی متفاوت با دیگری از تو متنفر است."
May 24, 2025 – Shelved as: یادداشتهای-زیرزمینی
May 24, 2025 – Finished Reading

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)

dateUp arrow    newest »

message 1: by Saman (new)

Saman همدلی قشنگه، ستاره هم قشنگتر.و شاید یک ستاره همدل قشنگترین باشه.


ع. ر. افّلا @Saman
همینطوره سامان‌جون.


message 3: by Dream.M (new) - added it

Dream.M میفهمم


ع. ر. افّلا @Dream.M
❤️


message 5: by Maryam (new)

Maryam Bahrani چقدر به دل نشست خوندن این نوشته :) ✨️


ع. ر. افّلا @Maryam Bahrani
قربونت برم. مرسی که خوندی. ✨


message 7: by Leyla (new)

Leyla Eskandarnejad میگن هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند، خیلی به دلم نشست این نوشته.
من وقتی ریویوهای گودریدز رو میخونم، جدا از نقد و نظرها راجب محتوای کتاب، طریقه‌ی آشنایی و رسیدنشون به اون کتاب و قصه‌ای که خارج از کتاب و در حال خوندنش دارن، خیلی برام جذاب و خواندنیه.
درست مثل داستان شما


ع. ر. افّلا @Leyla Eskandarnejad
ممنون که خوندید و خوشحالم دوست داشتید. راستش آره من اغلب به این فکر می‌کنم که چیزی که زیاده نقد و نظره، و آدم بهتره قسمتی از خودشو توی یادداشت بذاره گاهی.


back to top